سيد علي اكبر قرشي
340
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها . . . » ) * استفاده مىشود يعنى : چون گوئى از خدا بترس توانائى و حكومتش او را بنافرمانى واميدارد و با اتّكاء بقدرت خويش از قبول حق امتناع مىكند . راغب گويد : در اينجا بطور استعاره بحميّت و اباء مذموم ، عزّت گفته شده . همچنين است قول اقرب الموارد . * ( « بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقاقٍ » ) * ص : 2 . در اين آيه مثل آيهء سابق عزت بكفّار و بدكاران نسبت داده شده . ظاهرا مراد از آن در آيه امتناع و تكبّر و عزّت ادعائى است و نكره آمدن آن قرينهء اين احتمال است يعنى : كفّار از قبول قرآن در امتناع و مخالفتاند آيهء * ( « وَلِلَّه الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِه وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ » ) * منافقون : 8 . روشن مىكند كه عزت واقعى مطلقا مال خدا و رسول و مؤمنان است . * ( « مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّه الْعِزَّةُ جَمِيعاً » ) * فاطر : 10 . ايضا نساء : 139 - يونس : 65 ، عزّت همه دست خدا است و هر كس طالب عزّت باشد بايد از خدا بخواهد . عزتهاى ظاهرى و اعتبارى دنيا نيز در دست خداست كه ميدهد و ميستاند و اگر كسى به ديگرى عزّت بدهد آن هم باذن و مشيّت خداست . عزيز : از اسماء حسنى است بمعنى توانا و قادر در مجمع فرموده : عزيز توانائى است كه مغلوب نميشود و بقولى : كسى است كه چيزى بر او ممتنع نيست . « العزيز القدير الذى لا يغالب و قيل هو القادر الذى لا يمتنع عليه شىء اراد فعله » . * ( « إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » ) * بقره : 129 . * ( « أَنَّ الله عَزِيزٌ حَكِيمٌ » ) * بقره : 209 . عزيز آنگاه كه دربارهء خدا به كار رفته نوعا با يكى از اسماء حسنى توأم است مثل « حكيم » در دو آيهء فوق و مثل * ( « الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ » ) * ابراهيم : 1 . * ( « وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ » ) * شعراء : 9 . * ( « وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ » ) * نمل : 78 . * ( « الْعَزِيزُ الْغَفُورُ » ) * ملك : 2 . * ( « الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ » ) * ص : 9 . و نظائر آن . اينها ظاهرا براى